تجلی ایران قوی در مدارس قوی


سایت طرحدیگر رسانه ها تجلی ایران قوی در مدارس قوی
0 Comments

اینکه وزارت آموزش و پرورش، در شعار سال مدارس، از میان گزینه های قابل تصور و ممکن، «ایران» را برجسته کند و همه دانش‌آموزان را به «یکصدایی» و «همه با هم بودن» در خدمت ایران فرابخواند نکته ای بدیع، مهم و البته معنادار است.

تجلی ایران قوی در مدارس قوی

فارس‌پلاس؛ دیگر رسانه‌ها – نورنیوز نوشت: از ابتکارات قابل تحسینی که همزمان با  شروع سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ و آغاز به کار مدارس اعلام شد تعیین شعارسال نظام آموزش عمومی کشور با عنوان “همه با هم یکصدا ایران” بود. وزیر آموزش و پرورش در پیام خود برای آغاز سال تحصیلی اعلام کرد ” باید شعار همه با هم یکصدا ایران،‌ مدرسه قوی – ایران قوی، در تمامی مدارس تحقق عملی یابد.” بی شک این اول بار نیست که یک مقام ارشد کابینه برای سال کاری حوزه ی تحت مدیریتش ، شعار وضع می‌کند. چنین رویه ای به خودی خود مطلقا بدیع و بی سابقه نیست و اقدامی رایج و معمول است. آنچه در این میان نوآورانه به نظر می آید “موضوع شعار” است. اینکه از میان گزینه های قابل تصور و ممکن،  “ایران”  برجسته و مدارس  به “یکصدایی” و “همه با هم بودن” در خدمت آن فراخوانده شود،نکته ای مهم و البته معنادار است. در عین حال، تحقق چنین شعاری، مشروط به شروط و لوازمی است که باید امیدوار بود، وزارت آموزش و پرورش به این الزامات و ملزومات متفطن و به انجامشان متعهد باشد. بیایید ابتدا به معانی و دلالت های انتخاب این شعار و پس از آن به لوازم و الزامات تحقق آن بپردازیم. معانی و دلالت‌ها “ایران”، ستون فقرات و استخوان بندی هویت ملی ماست. هرنوع غفلتی از این جوهره ی هویتی، شهروندان این سرزمین را به برهوتی ناآشنا و غریبه پرتاب می کند. چه بسا در برخی دوره ها، برخی اگاهانه یا از سر غفلت تلاش داشتند ،روایتی از هویت ملی خلق و بازنمایی کنند که رکن استوار “ایرانیت” در آن کمرنگ یا حتی غایب باشد. اما وقتی “ایران” برای نهاد فراگیری  مثل آموزش و پرورش،‌ به “دالّ مرکزی” تبدیل می شود معنای نخستینش آن است که قرار است آن روایت های یکسویه از هویت ملی، کنار گذاشته شود و ایران به عنوان  مؤلفه ی محوری در انسجام و پیوستگی اجتماعی در کانون توجه قرار بگیرد. تأکید بر “ایران” ناخودآگاه این پیام را به دانش آموزان منتقل می کند که قرار است هویت ملی و میهنی و تاریخی شان مورد تاکید قرار گرفته و بیش از پیش تقویت شود. معنای انتخاب این شعار و تأکید بر ایران، چنانکه برخی همواره بر القای آن پای فشرده اند، نباید معادل یا موازی بی اعتنایی به مؤلفه ی بسیار مهم دین معنا شود. دینداری به طور عام و اسلام به طور خاص، چنان در ایرانیت ما تنیده شده که انفکاک آنها فقط در عالم ذهن متصور است و در مقام واقع، عمیقا در یکدیگر عجین شده اند. با اینهمه، معنای شعار انتخابی وزیر آموزش و پرورش، توجه ویژه به ایرانیت و هویت ایرانیان است. معنا و دلالت دیگری که برای انتخاب “ایران” به عنوان شعار سال مدارس می توان در نظر گرفت شاید این باشد که ایران ومنافع و مصالح و سرنوشتش بر هر چیز دیگر مقدم است. شعار “همه با هم یکصدا ایران”، خواسته یا ناخواسته حامل این پیام است که بر خلاف برخی تصورات و القائات، آنچه در صدر اولویت و اهمیت قرار دارد ، خود ایران است نه چیز دیگر و جای دیگر و مفهوم دیگر و کشور دیگر. در هر سیاست و تصمیم و تدبیری، هدف اول و غایت برتر و مقصود مهم تر، خود ایران است. معنای این سخن البته بی اعتنایی به سرنوشت سایر ملل یا مظلومان و ستم کشیدگان جهان نیست چرا که همانگونه کهد قانون اساسی، ما را مکلف به حمایت از ستمدیدگان جهان کرده است به این وظیفه انسانی و اعتقادی ملتزم بده و خواهیم بود اما تأکید بر ایران به عنوان شعار سال نظام آموزش عمومی کشور حامل این پیام است که در هر تکلیف و تدبیری، تقدم با ایران است نه چیز دیگر یا جای دیگر. چرا که وجود ایران قوی و سربلند شرط اساسی برای تحقق سایر آرمان‌ها و الزامات است. معنا و دلالت سوم شعار فوق، آن است که هیچ قوم و طایفه و تبار و تیره و طبقه ای را نمی توان و نباید از زیر چتر “ایران” خارج کرد. “همه با هم یکصدا ایران” به این معناست که تمام ایرانیان فارغ از اَعراض و اوصاف و اضافات شان، یک حقیقت واحدند و لذا همگی در وحدتی محض، موقعیتی یکسان دارند و کاملا برابرند. تبعیض های قومی و مذهبی و زبانی و منطقه ای علی الاصول با این شعار رنگ می بازند و نگره ی مرکز- پیرامون یا متن – حاشیه از اساس منسوخ می شود. “ایران” ما از چنان گشودگی و وسعت معنایی برخوردار است که می تواند تمام تنوعات قومی را در دامان خود جای دهد. الزامات و لوازم اما غیر از معانی و دلالت ها، شعار “همه با هم یکصدا ایران” الزامات و لوازمی هم دارد. به عبارت دیگر تحقق این شعار در گرو الزامات و شرط هایی است و تا این الزامات و شروط مهیا و محقق نشوند آن شعار به عرصه اجرا و عمل نزدیک نخواهد شد. یکی از لوازم تحقق این شعار آن است که رویکرد جذبی، حمایتی و پدرانه محور اصلی سیاستها و برنامه های آموزش و پرورش در کلیه سطوح و شئون باشد و “همه” ایرانیان، خواه دانش آموز و خواه آموزگار و دبیر همواره بر اساس روح این شعار ارزشمند از دایره تصمیمات و توجهات بیرون گذاشته نشوند. لازمه ی “همه با هم یکصدا ایران” این است که تمام صداهایی که برای ایران بلند می شود از موقعیتی برابر برخوردار باشند و هیچ صدایی به حاشیه رانده نشود. معنای این سخن ضرورتا آن نیست که اکنون به طور بالفعل چنین رویکردی حاکم نیست بلکه فقط انذار و هشداری برای پیشگیری از یک مخاطره بالقوه است. لازمه دیگر تأکید بر ایران، استفاده ی  گسترده و مشهود از نمادها و مولفه های ایرانی است؛ خواه نمادهای طبیعی ایران مثل کوه ها و رودها و کویرها و جنگل ها و دریاهای این سرزمین، و خواه نمادهای انسانی ایران مثل مفاخر و مشاهیر علمی و فرهنگی و دینی و تاریخی و اسطوره ای این سرزمین. وقتی که شعار ما “ایران” است باید رنگ و روح این مفهوم و معنای ارزشمند در همه تولیدات فرهنگی،هنری،آموزشی و پرورشی دیده شود و تقویت کننده هویت فرهنگی نسل آینده ساز باشد.اگر این نمادها در تولیدات ما غایب یا کمرنگ باشند زمینه ای برای تحقق شعار همه با هم یکصدا ایران وجود نخواهد داشت. یکی دیگر از الزامات و لوازم تحقق شعار فوق، صداقت در نحوه ی کاربرد مفهوم ایران و ایرانیت است. دانش آموزان امروز در سایه ی هوش تکنولوژیک و عقل انتقادی و حسابگر خود، به سادگی و به سرعت تشخیص می دهند که تمرکز بر شعاری به نام “همه با هم یکصدا ایران”،  تا چه میزان با ماهیت واقعی  آن تناسب دارد. اصالت این شعار ارزشمند هیچگاه نباید با اقدامات روبنایی در حد یک نام مستعار و پوششی در ذهن مخاطبین تنزل یابد.  برای جوان و نوجوان امروز، کار چندان دشواری نیست که بفهمد این شعار، جوهره ای ابزاری  دارد یا ماهیتی اخلاقی و اصیل. لازمه ی تحقق شعار ایران، مراعات صداقت است. به این فهرست بازهم می توان موارد دیگری افزود. اما آنچه در این میان اهمیت دارد در وهله ی نخست، تحسین ابتکاری است که وزارت آموزش و پرورش به خرج داده و دانش آموزان را به شعار مترقی “همه با هم یکصدا ایران” میهمان کرده است.در گام بعدی باید چشم به راه بود تا ببینیم برنامه ی اقدام  وزارتخانه برای تحقق عملی این شعار در تمامی مدارس چیست. آموزش و پرورش در حکم لشکر مجهزی است که ساز و برگ لازم را برای ظفرمندی در میدان دارد به شرط اینکه سران این سپاه، میدان را خوب شناخته باشند و میان دسته ها و رسته های مختلف چنان برابری و اتحادی برقرار کرده باشند که دانش آموز و آموزگار، همه خود را در چتری به بزرگی ایران سربلند ببینند واحساس تبعیض وتنهایی نکنند.             پایان پیام/ت


دیدگاهتان را بنویسید